محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

357

خلاصة الحكمة ( فارسى )

آن بالا مىرود ؛ براى سهولت وضع و آن كه آسيبى به آن و مادر آن نرسد . و اگر قوّت و صحّت مزاج آن به آن مرتبه نيست و نمىتواند كه خرق اغشيه و اربطه نمايد و برآيد ، بلكه از آن حركت و اضطراب ، ضعفى « 1 » بدان طارى گردد و رنجور شود ، اكثر آن است كه در شكم مادر بميرد . و [ امّا ] اگر ضعف و الم بسيار به آن نرسد « 2 » و هنوز به حدّ كمال اتمام نرسيده و خرق اغشيه و اربطه ننموده [ و ] از جاى خود حركت نكرده به « 3 » سببى از اسباب تقويت بايد [ و ] تا ماه هشتم بماند . و در ماه هشتم اندكى قوّت يافته [ و ] براى خروج حركت و اضطراب نمايد ، ضعف و الم و خستگى اين حركت ، علاوهء [ بر ] ضعف و خستگى سابق گشته [ و ] بميرد ؛ خواه در رحم و خواه بعد از تولّد . و اگر در ماه هشتم حركت و اضطراب نكرد و تا ماه نهم ماند ، آن هنگام [ است كه ] صحّت و قوّت تمام يافته اربطه را گسيخته و اغشيه را شكافته ، صحيح و سالم و قوى الحال بامر اللّه - تعالى الحى القيوم - بر مىآيد و مىزيد . و امّا منجّمين ، شهور مولود را به « كواكب سبعهء سياره » منسوب مىدارند ؛ هر يك را به كوكبى خاص : ماه اوّل را نسبت به « زحل » مىدهند ؛ يعنى ابتداء از زحل - كه اوّلِ عُلويات است - حساب مىنمايند . و فلك آن ، متّصل به فلك ثوابت و مكان اجرام نيرهء شفّافه و جواهر شريفه و مصبّ قواى روحانيه و معدن نفوس قدسيه و مستقرّ ارواح خيرهء فاضله و مبدأ قواى عقليه و منزلگاه ملائكهء علّامهء مفكّره و محلّ نزول وحى و تأييد و فيوض بركات است . و مادامِ يك ماه تمام كه سى روز باشد ، در تدبير و تربيت آن است و مستولى بر آن ، قواى روحانيهء آن [ است ] . و چون مزاج آن سرد و خشك است كه مزاج موت است و [ قواى ] روحانيه [ زحل ] را به لسان شرع ، « عزرائيل » و « ملك الموت » و « قابض ارواح » نامند و منجّمين آن را « نحس اكبر » مىدانند ، لهذا نطفه در آن به مرتبهء جماديت

--> ( 1 ) . ب : ضيعفى . ( 2 ) . ب : نرسيد . ( 3 ) . الف و ب : و به .